نویسنده: دکتر محمدعلی رنجبر
در اندیشه اسلامی، زکات غالباً در چارچوب فقه فردی و بهمثابه تکلیفی عبادی برای اشخاص حقیقی تبیین شده است؛ رویکردی که هرچند بر بُعد اخلاقی و ایمانی این فریضه تأکید دارد، اما ظرفیتهای گسترده اجتماعی، اقتصادی و سیاسی آن را در سطح حکمرانی کلان کمتر مورد توجه قرار میدهد.
این در حالی است که تحولات نظری در حوزه حکمرانی و اقتصاد سیاسی نشان میدهد که تحقق عدالت اقتصادی، مهار نابرابریهای ساختاری و جلوگیری از تمرکز و انباشت ثروت، بدون وجود نهادهای کارآمد بازتوزیع در سطح کلان امکانپذیر نیست.
در حکمرانی اسلامی معاصر، ضعف در نهادینهسازی چنین سازوکارهایی موجب شده که زکات، علیرغم پشتوانه غنی قرآنی و تاریخی، از کارکردهای اجتماعی-اقتصادی واقعی خود فاصله بگیرد و نقش آن به سطحی محدود و عمدتاً فردی تقلیل یابد.
مسئله اصلی پژوهش حاضر آن است که مفهوم قرآنی زکات چگونه میتواند بهعنوان نهادی مؤثر در چارچوب حکمرانی خوب به بازتوزیع ثروت و تحقق عدالت اقتصادی بپردازد.
هدف پژوهش، تبیین جایگاه زکات در اقتصاد سیاسی قرآن و تحلیل نسبت آن با مؤلفههایی چون عدالت توزیعی، شفافیت، پاسخگویی و مشارکت اجتماعی است.
روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی با رویکردی میانرشتهای بوده که با بهرهگیری از مبانی فقه اسلامی، نظریههای علوم سیاسی و مفاهیم اقتصاد سیاسی انجام شده است.
مشاهده کامل مقاله
(https://jislamicgov.isca.ac.ir/article_79801.html)